حدیث تورانی به روایت رهبر جنبش
رهبر و بنیاد گذار جنبش ملی اسلامی افغانستان
و رئیس ارکان سرقوماندانی اعلی قوای مسلح
به مناسبت مراسم یاد بود از شهدای هفتم جوزا
بسم الله الرحمن الرحیم
علمای کرام ، محاسن سفیدان ، فرهنگیان ، روشنفکران ، اهل کسبه ، خواهران و برادران عزیز!
خانواده ها ، اقارب و بازمانده گان شهدای قهرمان!
هیئت رهبری و اعضای رزمنده و پرافتخار جنبش ملی اسلامی افغانستان جنبش جوانان افغانستان و .
حضار گرامی ، اشتراک کننده گان در گردهم ایی وسیع به منظور گرامیداشت از یاد و خاطره شهدای هفتم جوزا !
السلام و علیکم و رحمت الله برکاته :
قبل از همه عمیق ترین مراتب تسلیت خویش را به اینمناسبت به خانواده های عزیز همه شهدای نامراد این حادثه المناک و غم انگیز که تاریخ نمیتواند طی سالهای متمادی آنرا فراموش نماید ابراز مینمایم.
اجازه بدهید ، در همین فرصت به روح ملکوتی شهدای راه حق ، عدالت و آزادی درود بفرستیم و برای شان اتحاف ادعیه بکنیم .
حضار گرامی ، خانواده های شهدای عزیز ، جوانان رسالتمند !
خداوند متعال در کلام پاک خود برای شهدای جایگاه خاص ارزانی فرموده و بشارت داده است که ایشان نمیمرند. و زنده گان جاوید اند. زیرا ایشان به خاطر ارمانهای پاک شان ، به خاطر اینکه هموطنان شان ، خواهران وبرادران شان به حقوق حقه شان نایل آیند خود را فدا نمودند.
انها از جهان و نعمت های دنیا چشم بستند تا بسته گان آرمانهای شان با آبرو وشرافت انسانی که شایسته تمام انسانهای جهان است ، دست یابند. از ظلم و بیعدالتی رهایی یابند . ازتبعیض و حقارت نجات بیابند و صاحب سرنوشت خود شوند.
آنها خود را قربانی نمودند تا در آینده دیگر حکمداری نتواند ملت شان را به ستمگاری و بهره کشی سو استعمال نمایدو به چشم اهانت به ایشان بنگرد.
آنها فریاد خفه شده مظلومان را با رنگ سرخ خون خویش در آینه تاریخ نوشتند ، تا به گوش جهانیان رسانیده شود و مردمان شان از زیر یوغ بیعدالتی و نابرابری ایکه دیگر در هیچ گوشه جهان نظیر ان وجود ندارد رهایی یابند.
شهدای خونین کفن ما علمبرداران و پیشتازان راه سترگ مبارزات افتخار آمیز ما اند ...
ما حق نداریم انها را فراموش نماییم و فراموش نخواهیم کرد.
من درهمه سخنرانی های خویش گفته ام . یکبار دیگر میگویم . من نمتوانم عزیزان رفته خود را فراموش نمایم .
درپیام قبلی خود گفته بودم تکرار مینمایم ... به دسیسه ها وتوطئه های دشمنان فریب نخورید...
دوستم هیچ گاهی نمیتواند شما را فراموش نماید ... در هر حالت و هر جایی که باشد. چه در حضور و راحت ، چه در رنج و محنت شما را تنها نمیگذارم
اگر به یاد داشته باشید ، درپیام قبلی خود گفته بودم ... من بودن در پهلوی شمارا ، و اشتراک نمودن در همه حالات تان را صد ها بار ترجیح میدهم بر زنده در شان و شکوه در قصر ها و یا جای های دیگر...
چهره های عزیز ترین دوستانم هر لحظه در مقابل چشمانم قرار دارد... تنها در مراحل آغازین حرکت مان وجنبش مان صرف از شبرغان و شهر های حومه واطراف ان 19000 جوان را از دست داده بودیم . این رقم را در سطح کشور و مدت مبارزات ما اگر مقایسه نمایید میدانید که امروز این دعوا وموقعیت و تشکل ما با چه قیمتی به دست آمده است.
در مراحل مختلف مبارزات ، در فرازها و فرود ها که خاصه جریان تاریخ است ، ما دوستان و همرزمان خویش را بیشتر تثبیت نمودیم. ایا میتوانم آنانی را فراموش نمایم که در ایام دشوار علی الرغم همه دشواری ها در حمایت از دعوای ما و درپهلوی ما قرار گرفتند ، فراموش نماییم .
بیاد دارم ، در روزهایی که در کابل مشکلات برایم رو اورده بود. به من گفتند جوانی از بدخشان به دیدنت آمده و حمایت خود را ابراز مینماید و اصرار میورزد که شخصا با من ببیند چیزی را که زیر بغل سخت نهفته است میخواهد شخصا به من بدهد . و میگوید که وصیت مادرم هست تا شخصا تحفه او را به دوستم بسپارم .
این جوان را خواستم ببینم . جوانی با قامت رسا ، طبعا با شمایل وویژه گیهای قشلاقی ، لباس ها ژولیده و پاپوش ها پینه شده اما خیلی پرغرور وباشهامت ... چیزی را زیر بغل پنهان نموده است.یقینم شد که راست میگوید وازوی ضرری متصور نیست. بعد از اینکه خود را معرفی کرد ،
پرسیدم از کجا آمده ای ؟ گفت از راغ بدخشان .
راغ یکی از دور دست ترین ولسوالی های بدخشان است.
گفتم از اینقدر راه دور چگونه امده ای ؟
گفت مادرم ، تحفه ای تهیه کرده و وصیت نموده است که شخصا خودم به شما بسپارم .
گفتم از راه خیلی دور با چه وسیله ای آمده ای ؟
گفت از ولسوالی تا فیض آباد چند شب وروزپیاده امده ام و ازان به بعد نیز با وسایط و وسیله های مختلف آمدم ویک هفته است که اینجا هستم.
خوب چه میخواستی بگویی ...؟
مادرم به شما تحفه ای فرستاده است و وصیت نموده است که شخصا خودت به پسرم برسان . واین تحایف وی است.
دریک دستمال کوچک چند عدد قروت ، مقداری زیره ی کوهی و تعدادی هم هسته زرد آلو
دیدن این وضعیت خیلی حالتم را دگر گون ساخت . این مادر آنچه دربنیه دارد برایم فرستاده است تا من به راه خود ادامه داده بتوانم.
دوستان عزیز چگونه میتوانید تصور کنید که من اورا فراموش کرده بتوانم
ایا به ساده گی میتوان قبول کرد که من این همه رافراموش نمایم.؟ در حالی که عزیز ترین همرزمانم را به خاطر می آورم ، خانواده های شان را ، اطفال معصوم شان ، و ارمانها و آرزو های شریفانه شان را
آیا میتوانم من روی تخت های نرم در قصر ها با راحت زنده گی نمایم .
من همیشه بودن باشما را در هر حالتی که هستید ترجیح میدهم ازین رو به توطئه ها و دسیسه ها گوش فرا ندهید ، عنقریب بعداز ختم مصروفیت هایم برخواهم گشت و در پهلوی شما قرار خواهم گرفت و به راه پرغرور و طولانی خویش ادامه خواهیم داد. باید بگویم و باید بدانید که همه راه ها از فراز وفرود ها ، پستی ها و بلندی ها سختی و دشواری ها ، سنگلاخها و نیزار ها پر می باشد و به خاطر رسیدن به هدف باید این همه را با استقامت و پایداری طی کرد.
هموطنان عزیز ! خواهران وبردران و جوانان رسالتمند.
امروز زمان آنست تا همه افکار خود را متمرکز نماییم و اتحاد و همبستگی خویش را تقویت نماییم و روز تا روز به وسعت و گسترش اندیشه ها و افکار مان و بیداری وابسته گان مان به خرچ بدهیم . زمان به سرعت میگذرد و ازان باید به نفع خویش استفاده اعظمی نماییم .
شما دیگر مردمان 30 سال قبل و 15 سال قبل نیستید... هر چیز دگر گون شده است. اگر دیگران به این فکرند ، به خطا رفته اند ...
ما دیگر خونبهای شهیدان خویش را که به قیمت بسیار گران به دست آورده ایم به ساده گی از دست نمیدهیم .
ببینید تحولات رونماشده درجهان را ... امروز طلسم اپارتاید و تبعیض نژادی در امریکا چنان درهم میشکند که یک سیاه زنگی که دیروز درجامعه پیشرفته امریکا ، در ذهنیت حاکم در ان جامعه به دیده حقارت نگریسته میشد ، امروز درکرسی حکمروایی و اریکه قدرت دست یافته است.
در یونان دستگاه پولیس به جرم ارتکاب قتل سهوی جوانی که در اعتراضات علیه کارکرد حکومت و یا دولت کشته شده بود به پرداخت ملیونها یورو جزا محکوم میگردد...
در افغانستان هنوز قاتل جوانان معصوم ما که گناهی جز حق خواهی نداشتند ، به مقامات بلند ترگماشته میشود. نه تنها اینکه ایشان خود را مجرم حس نمی نماید.وجدان شان چنان مکدر شده است که از این عمل حیوانی شان احساس غرور مینمایند و به خویشتن میبالند.
دادگاه به ایشان مدال شهامت میدهد و نظام حکومتی مان قاتلان را ترفیع مقام میدهند و القاب شایسته گی اهدا مینمایند صرف به این بابت که ایشان از تبار حکومت اند...
این تفاوت برخورد و این قباحت ذهنیت ازکجا ناشی میشود... ایا آنها هنوزما را به جای 50 سال قبل میگذارند. که به راحتی قومی را بالای خرمن زنده میسوختاندند. ویا جباری به راحتی انسانی را به سیخ قصاب می کشید و نظامی و دادگاهی وجود نداشت که ایشان راماخذه میکرد.
و در برابر شان رعیتی قرار داشت که خود را تبعه میدانست و محکوم به قبول سرنوشت ترسیم شده از جانب حکام جبارمیپنداشت. وحق اعتراض نداشت.
اما....
ملت ما به این امید که بعد از ینهمه کشمکش چندین دهه جنگ و خونریزی و بالاخره بعداز کنفرانس بن و تشکیل نظام جدید حکومت موقت ، لوی جرگه ، قانون اساسی ، انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری و حکومت منتخب لا اقل شاید حق اعتراض را به دست آورده باشند.
بیخبر ازان که هنوز درکشور نظامی هست که مانند گذشته می اندیشد و خیالهای دیکتاتورانه گذشته را پرورش میدهد و این اعتراضات صلح آمیز را با رگبار گلوله جواب میدهد و اعتراض کننده گان را بدون هراس از هیچ قانونی و دادگاهی با خون شان غرق میسازد.
من انروز را به یاد می آورم .
اعتراضات صلح امیز ، خواستها قانونی و انسانی وهزاران جوان با شعار هایی که پایه های دموکراسی و نظام دموکراتیک را استوار میسازد به میدان بر آمدند.
حقیقتا آنروز در دفتر دموکراسی کشور مان یک صفحه جدید باز شد. یک طرف جوانانی که در دست شعاردموکراسی دارند و دموکراسی میخواهند و میگویند که افراد واشخاص ناشایسته که مسحق وسزاور اقتدار نیستند بر طرف گردند و بجای شان کادرهای شایسته ولایق گماشته شوند .
طرف دیگر ، که زمامدار نظام دموکراسی اند با رگبار گلوله وسلاح درمقابل توده بیدفاع قرار میگیرند و انان را به شلیک گلوله میبندند.
آن لحظه به یادم آمد. که درخانه نگران وضعیت بودم . صدای فیردوام دارشنیده شد. من به این تصور شدم که شاید فیر های هوایی صورت گرفته باشد. که تیلفون سبحانی آمد.
سبحانی ، رئیس جوانان جوزجان برایم گفت : « بچه لرنی ضربه لب تیله دی» 15 شهید و 40 دن کوب زخمی بار...
در حالیکه آسمان بالایم تاریک شد. اشک از چشمانم لبریز گردید. به ایشان گفتم مایوس نشوید. برای تان تبریک میگویم .برای شهدایم تبریک میگویم ... در حقیقت شما پیروز شدید. ...
زیرا بزرگترین مقام هستی را به دست اوردند. من به ارزش معنوی این مقام خوب میدانم ولی حالات انسانی نیز وجود دارد.
هرچند برای مجروحانی که حالت شان وخیم بود در نزد داکتر سیاووش ومیرویس نیز آماده گی گرفتیم ، وجدانم راحت نگرفت ، خواستم خودم بروم از نزدیک ببینم . وقتی با یک واسطه ناشناس وارد شفا خانه شدم .جوانانی را دیدم که نمتوانم بیان نمایم . زبان ازتوضیح آن عاجز میماند. جوانانی دیدیم که کاملا لباسهای شان به خون اغشته شده بود ، تو گویی ایشان را درسیل خون عوطه داده باشند. انها همرزمان خود را انتقال داده بودند.
آن صحنه را فراموش کرده نمیتوانم ... در محوطه شفا خانه زیر درخت اجساد شهدا و گروهی از مجروهان ... عده یی در حال جان کندن و عده یی بیخود و بیهوش ... این منظره جانگداز قیمتی بود که ما به آرمانهای خویش و به ارزوهای ملیونها انسان بیگناه خویش و به خاطر دموکراسی در کشور پرداخیتم. ... در یک چنین حالت گیچ کننده که من متهیج و ناراحت بودم و هنوز فرصت پیاده شدن را هم نیافته بودم ... جوانانی آمدند که سراپا به خون همزرمانش در حین انتقال به شفاخانه آغشته شده بودند ، با هجوم آنها ازموتر پیاده شده نتوانستم . جوانان برایم گفتند : دوستم تشویش مکن ... اگر لازم بیافتند بازهم ما حاضر هستیم تا دها تن دیگر قربانی بدهیم... وقتی به خانه برگشتم رنگ موترم عوض شده بود.
من برایشان گفتم نه دقت نمایید . دشمن در تلاش انست تا ما کاری انجام بدهیم و حرکتی نماییم . آنروز طیاره ها بالای خانه من پرواز نموده مرا تهدید نمودند به حدی که شیشه های منزل من شکستند.بسیار به تحریکات دست زدند. حوصله مندی ما را آزمودند و میخواستند ما را مجبور به اقدامی بکنند تا به خاطر بدنامی ما سو استفاده نمایند.
گفتم هوشیاری تانرا از دست ندهید. کاری نه کنید که از فرصت دیگران استفاده نمایند.
در میان اجساد قربان شهید وجود داشت. خاطرات او به یادم امد . درست دقایق قبل از ان لحظه باهم تیلفونی صحبت نموده بودیم . گفتم قربان کجاستی ، گفت در جغسای حدود 1000 جوان باهم به میدان تظاهرات میرویم. گفت دوستم ما یا به خواسته های خود نایل میشویم یا دراین راه شهید میشویم . نیم ساعتی بیش ازین گفت و شنید نگذشته بود که خبر شهادت اورا شنیدم ... آن حرفهای قربان شهید هنوز در ذهنم طنین انداز است. ...
ایا میتوان تصور کرد این شهدا فراموش شده متوانند.
پدران با غرور شما را خطاب مینمایم... فرزند شما نمرده است. هنوز دوستم زنده است ، هنوز همرزمانش زنده اند و راه اورا تعقیب مینمایند ... اگر امروز یک پسر تان در پهلوی تان قرار ندارد ، نگران نباشید ... هزاران پسر دیگر شما در پهلوی تان قرار دارند ... ما راه ایشان را ادامه میدهیم.
مادران عزیز... شما غرور آفرین ترین موجودات روی زمین هستید. فرزندان شما مایه مباهات تاریخ اند... آنها با ریختاندن خون خویش راه رابرای بازمانده گان وهمرزمان شان هموار کرده اند.
خواهران شهدای جوان و نامراد!... برادران شما نمرده اند... شما صدها برادر دیگر کمایی کرده اید که درراه ارمان برادر تان به مبارزه و پیکار آماده اند.
شما دیگر آن ملت 18 سال قبل نیستید. صفحه تاریخ را ورق زدیدید.
هموطنان عزیز !
علمای کرام ، محاسن سفیدان ، فرهنگیان ، روشنفکران ، اهل کسبه ، خواهران و برادران عزیز!
هیئت رهبری و اعضای رزمنده و پرافتخار جنبش جوانان افغانستان و جنبش ملی اسلامی افغانستان !
عنقریب انتخابات ریاست جمهوری درکشور برگزار میگردد . مذاکرات مان ادامه دارد. موضع ما همچنان روی مسایل اساسی و پرنسیپی استوار است. همبستگی جنبش ملی اسلامی افغانستان و حزب وحدت مردم افغانستان تحت رهبری استاد محقق یکبار دیگر پیوند ما را با مسایل حیاتی مردمان کشور به اثبات میرساند.
همانگونه که 18 سال قبل جنرال دوستم با استاد شهید عبدالعلی مزاری توافق امضا نموده بود وتا امروز به ان تعهد خود پاپند ماندیم و گفته بودیم هر جایی که استاد مزاری حضور داشته باشد میتواند از دوستم نماینده گی کند به همانگونه هر جایی که دوستم بود از استاد مزاری شهید نماینده گی کرده میتوانست .
امروز نیزاین تعهد ما با استاد محقق ادامه دارد .عنقریب نتایج مذاکرات معلوم میگردد فیصله ها ی ما روی کاغذ صورت گرفته و در پای آن امضا وجود خواهد داشت،شما حق دارید از تصامیم ما آگاهی پیدا نمایید. ما موضع خود را به هم جهانیان و جامعه بین المللی با صراحت اعلام میداریم ...
ازجامعه بین المللی میخواهیم مواضع اصولی ما را که در موازات با خواستهای جامغه جهانی در جهت دموکراسی و حقوق بشر مطرح میگردد حمایت نمایند. لازم به تذکر است ازمواضع اصولی ما دایما دوست های بین المللی مان حمایت مینمایند.
به ویژه ازهمکاری بیدریغ و حمایت کشور دوست وبرادر ترکیه که پیوسته بیدریغانه در عرصه های اموزش ، صحت و تربیت پولیس و اردوی ملی ازهمکاری های خویش دریغ نورزیده اند اظهار سپاس و قدردانی نمود .
هموطنان عزیز
به همان اندازه ایکه سهمگیری فعال شما در پروسه انتخابات ریاست جمهوری اهمیت دارد به همان اندازه تو جه و دقت شما در انتخابات شورای های ولایتی از اهمیت بزرگ برخورد دار میباشد. از تجارب گذشته باید درس گرفت . از رقابت های بیجا صرف نظر نمایید . کاندید جنبش ، کاندید جنرال دوستم خواهد بود. از کاندیدان مشخص خود حمایت نمایید.
همرزمان دلیر قوماندانان پر افتخار درمیدانهای جهاد و مقاومت ، شما که دو بار هم طلسم کمونیزم وهم سیطره تروریزم را درکشور درهم شکستید. قهرمانان اصلی و سازنده گان ومعماران اصلی آینده شما هستید ، به نا امیدی ویاس تن در ندهید. هنوز رهبر شما ، دوستم زنده است . همانگونه که در نجات مردم ازمصیبت ظلم و استبداد نقش خویش را ایفا نمودید ، سهم خویش را درساختار جامعه سیاسی افغانستان نیز ایفا نمایید . در پروسه های انتخابات به شکل جدید سهیم شوید.
جوانان باشهامت خواهران و برادران عزیر !
روزهای مقاومت را بیاد می آورم ... دردشوار ترین شریط درقله های کوه ، جایی که اوضاع جوی نامساعدی وجود داشت من وهمرزمانم در برابر هیولای طالب که درسراسر کشور سایه رعب و دهشت گسترده بود به مبارزات و مقاومت بی امان خویش ادامه میدادیم ، پیام هایی از جوانان شهر ومرکز دریافت کردم که میگفتند ما به شما می پیوندیم ...
در حالیکه هنوز ایشان دوره های اموزشی خود را تکمیل نکرده بودند نماینده های خود درکوه نزد من فرستاده بودند و خواستار شدند تا به هرشکلی که باشد در مبارزات سهیم شوند.
من برایشان گفتم . ان شا الله زمان آن فرا میرسد ، برای جوانان تشکیلات منظم وقوی ایجاد خواهیم کرد .و شما در صفوف سازمان خویش مبارزه خواهید کرد.
یکی ازین نماینده گان مرحوم داکتر هارون تورانی بود که در کوه یکجا با داکتر فدا محمد پیکان نزد من آمده بودند و پیام هزاران جوان را انتقال دادند و مدتی به مداوای همرزمان مان در کوه پرداختند ...
تشکل جوانان دران روزگار یکی از وعده های من بود که برایشان سپرده بودم
خداوند را شکر گذارم که ما را توفیق عنایت فرمود و جنبش جوانان را اساس گذاری نمودیم و امروز به مرحله ای رسیده ایم که ملیون ها جوان را درصفوف این سازمان متشکل ساخته ایم .قهرمانی ها ، فداکاریها و رشادت این جوانان برسرزبانهاست. اگر بخواهیم پیرامون این موضوع صحبت نماییم وقت کفایت نمینماید. درین باره میخواهم بگویم امروز این سازمان سرتاسری در خارج از کشور نیز گسترش یافته است. شاهدبرگزاری گنگره با شکوه جوانان در ترکیه بودیم . عنقریب در اروپا کنگره جوانان دایر میگردد. اتحادیه بین المللی مان در امریکا و کانادا در حال شکل گیری است. این اقدامات به مثابه نهالهایی اند که در آینده نزدیک همه ار میوه آن مستفید شده و در سایه آن حضور خواهیم یافت.
بجاست درین فرصت از نجیب الله سلمی معاون جنبش ملی اسلامی افغانستان وموسس رئیس جنبش جوانان ، مسعود الله رئیس شورای مرکزی جوانان و مسعوده عمری معاون جنبش در امور زنان ، آصفه صبا رئیس شورای مرکزی زنان ، داکتر فایق و سایر هئیت رهبری جنبش جوانان به خاطر انجام خدمات شایسته درجهت شکل دهی درست وبه موقع تشکیلات جوانان ابراز سپاسگذاری نمایم.
درین مقطع از نام شما از اشتراک فعال همه جوانان روسای شورای ولایتی جنبش و ریش سسفیدان که از راه های دور ازولایات دور دست حتی از بدخشان ، تخار ، فاریاب ، کابل ، ......... شریف آورده اند سپاسگذاری مینمایم .
همچنان از ازتشریف آوری مهمانان عزیز، رهبران سیاسی کشور، وکلای ملت ، نماینده گان با صلا حیت احزاب وسازمان های مختلف ، روسای شورا های ولایتی ، علمای کرام ، محاسن سفیدان ، فرهنگیان ، جوانان و همه اشتراک کننده این گردهم آیی با شکوه اظهار سپاس و قدر دانی مینمایم.
به همین ترتیب از کمسیون تدارک ،محاسن سفیدان به ویژه مولوی صاحب عبدالحی حیات و همه کسانی که در تدارک این برنامه باشکوه به خاطر یاد بود از خاطرات شهدای 7 جوزا سهم گرفته اند به ویژه از علمای کرام ، محاسن سفیدان ، فرهنگیان ، روشنفکران ، جوانان ، زنان وهمه کسانی که در اشتراک به این وظیفه ایمانی و وجدانی از بذل مساعی و خدمات دریع نکرده اند از صمیم قلب سپاسگذاری نمایم .
همچنان از کارمندان و کارکنان تلویزیون آینه ، ازتیم ترانه گلمغچه لر و همه دست اندر کاران و همکاران عزیزی که با قدمی ، با درمی و با قلمی ابراز همکاری کرده اند تشکری مینمایم.
یکبار دیگر خاطرات شهدا را گرامی داشته به مناسبت این حادثه المناک به همه خانواده ها ی داغدار ، پدران ومادران ، اقارب ووابسته گان شهدا تسلیت گفته ، برای همه گذشته گان از خداوندمتعال طلب مغفرت نموده ارواح شان را خشنود میخواهیم.
دراخیر از جنبش جوانان افغانستان که در سازماندهی این بر نامه بزرگ سهم گرفته اند شخصا به عنوان پدر معنوی جوانان سپاسگذاری مینمایم و موفقیت های مزید شان را آرزو مینمایم .
آن الله مع الصابرین
سترجنرال عبدالرشید دوستم
رهبر و بنیاد گذار جنبش ملی اسلامی افغانستان
و رئیس ارکان سرقوماندانی اعلای قوای مسلح ج.ا
تورانی انسان والایی بود .بزرگتر از سنش. و ارزشمند تر از هستی اش.او از فضایل اخلاقی عالی برخوردار بود. .او مرد اما گاه مردنش نبود و او مارا تنها گذاشت که انتظارش را نداشتیم. خدا براو رحمت کناد! و همراهانش را توفیق مبارزه بی امان نصیب سازد.